اره درسته دستم تنگه ... ولی دلم کم نیاوردوداره میجنگه
داره میجنگه بادنیایی که... به جرئت میگم ازجنس سنگه
باتموم وجودم حسش کردم... بیکسیومیگم که تکرارهرروزمه
هرکاری کردن بشکنم توخودم ... گذاشتندپای تقدیروگفتندقسمتمه
نفرین نکردم وتوخودم ریختم ... این دیگه گفتن نداشت که عادتمه
عادتمه زخمی بشم ودم نزنم ... هرچی میکشم از معرفتمه

نه نمیخوام قلبمو،به پای کسی حراجش کنم
نه نمیخوام به این ادما،دوباره دل خوش کنم
باید برم دورشم ازاین ، دنیای پوچ لعنتی
گریه هم درمونم نکرد،خدایا عجب حکایتی

بسه دیگه انقدر پای قسمت نزارید ... رهام کردین که وایسم روپای خودم؟
دلم خوش بودبه خونوادم پشتم گرمه ... شماهم نفهمیدید بی تکیه گاه شدم
منم شدم درگیرادمایی که به اسم رفیق ... ازپشت خنجرزدن کارشون بود
ازدنیای کثیفشون گفتند باقانونی که ... زاده ی ذهن مریضشون بود
ته دنیاشون داشت میشداول دنیام ... دنیایی که باتزریق خلاصه میشد
شایداگه هرکسی بود جای من ... ازدردبی پناهی وسوسه میشد
ولی من کم نیاوردم و بی انصافیه ... شکست نخوردنم را پای دعای خیرتون بزارید
خودتون بگید برای من چیکارکردید ... توراخدا اسمتونا پدر ومادر ورفیق نزارید

نه نمیخوام قلبمو،به پای کسی حراجش کنم
نه نمیخوام به این ادما،دوباره دل خوش کنم
باید برم دورشم ازاین ، دنیای پوچ لعنتی
گریه هم درمونم نکرد،خدایا عجب حکایتی

دستم تنگه واون بالاهانمیشینم ... ولی به ولای علی دستمو جلوکسی درازنکردم
رسیدم به جایی که ایستادم الان... ولی این مسیرو من اغازنکردم
تقصیرتقدیر وروزگار وقسمت نبود ... اینافقط بهونه ست برای اثبات بیگناهی
ولی من کینه ای نیستم ومیبخشم ... میسازم ومیسوزم بابی پشت وپناهی
خسته ام وچشام خیره به ساعتی که ... انگاریکی پای عقربه هاشو بسته
پاپس نمیزارم بااینکه... دستم پینه بسته،پاهام سسته
تواین گیرودارخستگیهام ... یکی اومد که همه جوره قبولش داشتم
خداوکیلی مثل دوتا برادربودیم ... بامرام بود ومنم تومعرفت کم نذاشتم
فرشته بود انگار بابقیه فرق داشت ... تودنیا حقش بیشتراز اینهابود
اونم یه جورایی ازجنس خودم بود... پشت پاخورده بود وتنها بود
توپوست وگوشتم نفوذ کرده بود ... اونم رفت ولی رفتنش از نامردی نبود
روحش سهم فرشته هاشد که رفت... فقط اون بود که لایق محبت بود

نه نمیخوام قلبمو،به پای کسی حراجش کنم
نه نمیخوام به این ادما،دوباره دل خوش کنم
باید برم دورشم ازاین ، دنیای پوچ لعنتی
گریه هم درمونم نکرد،خدایا عجب حکایتی